جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

95-سرماخوردگی و بیمارستان در 24 روزگی مارتیا

1392/9/2 13:40
نویسنده : 💚رستا💙
1,971 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر قشنگم
سلام فرشته ی آسمونی مامان الهی بمیرم برااات که این چند وقت حال درست و حسابی نداشتی و همش بدنت عرق میکرد و خودت صبح تا شب گریه......
الهی بمیرم که گریه هاتم دلیل داشت و کلافگی و شب نخوابیدن هات و مشخص شد یه مقدار جزئی سرما خوردی و چون خیلی کوشو هستی هنوز مجبور شدیم ببریمت بیمارستان چون سیستم دفاعی بدنت هنوز تکمیل نیست وااای که من این ٣ شب چی کشیدم و تازه میفهمم مادر بودن یعنی چی....
زانیارم طفلی از صبح تا شب دنبال کارات بود و این چند روز درسش رو گذاشته کنااار....
خلاصه تا تو خوب بشی همه ی ما ٤٠ دفعه مردیم و زنده شدیم چیجل مامان
ماشالا دیگه کم کم داری وزن میگیری ولی این چند شب از مریضی هیشی نمیخوردی و منو میگی مرده بودم و صبح تا شب اشک میریختم به پات
به احتمال خیلی زیاد از خودم سرماخوردگی رو گرفتی دردت به جووونم با وجود مراقبت های زیاد بازم مریض شدی چون هنوز خیلی کوچولویی
اینم چنتا عکست برای این چند روزه عشقم
راستی مامانیا مخصوصا نیلوفر جون که منتظر جوابمه من این چندوقت خیلی درگیر بودم و هنوزم هستم از روتون شرمندم باور کنین وقتم یه کوچولو آزاد شه در خدمتتونم هستم
دوستون دارم مراقب خودتون و خوبیاتون باشین

الهی مامان فدات بشه اینجا وقتی بود که تب کردی و تمام بدنت عرق کرد سریع بردیمت بیمارستانناراحت ببین چه قدر بیحالی انقدر گریه کردی که دیگه جونی تو بدنت نمونده بود تا مرز سکته رفتمافسوس

persian chat rooms

اینجا هم زمان برگشت بمیرم واست مامانی که کلی زجر کشیدی و اذیت شدیگریه

persian chat rooms

 

 

پسندها (3)

نظرات (29)

امیر حسین و مامانش
24 مهر 92 22:37
ایشالله بد نبینی مارتیا خان عزیزممممم ناراحت نباش رستا جون خوب میشه بعد مشکلاتش بزرگ تر پیش رو داری عزیزم صبر داشته باش بعد می‌فهمی واقعا بنشت زیر پای مادران است یعنی چی


واقعا! حالا میفهمم شماها چی کشیدین....
راضیه
24 مهر 92 22:47
آخی عزیزم. دیگه اینشالله مریض نشه این کوشولو. ناززززییییی طفلی خیلی اذیت شده. مارتیا شیر بخور قوی یشو یه عکس شاد بزاری خوشحال بشیم. کلی ناراحت شدم واسه سرماخوردگیش رستا جوون. مواظب خودتو پسری باش
نازنین جونه رستا
24 مهر 92 23:03
سلام عزیییییییزم.خوبی رستای جووون؟آخ بمیرم برات خاله جونم.مریض شدی؟مواظبش باش رستا جوونم.مواظب خودتم باش رستایی.اینقدر حرص و جوش نخور فدات شم دوست خوبم
مهسا مامان نفس
24 مهر 92 23:25
الهی بمیرم براش اخه چلا عزیز خاله.ایشالا دیگه مریضی نیاد سراغت
مامان ریحان
25 مهر 92 2:33
سلام آخی الهی میدونم چی کشیدی رستا جون ایشالا هیچ وقت گذرت به بیمارستان نرسه خیلی سخته امیدوارم الان حال مارتیا جون خوب خوب شده باشه
عشق یعنی
25 مهر 92 8:59
الهیییییییییییییییییییییییییی بمیرم شکم در اومد این شاله که بهتر بشه خیلی حالم گرفته شده
نیلوفر
25 مهر 92 11:24
وای...الهی نازی...چقدر بی حاله پس مارتیا کوچولو هم سرما خورد آخی عزیزم،چی کشیدی تو بیمارستان ببخش عزیزم دیر بهت سر زدم،آخه سرما خوردم حساااااااابی... نه بابا این چه حرفیه...من درکت می کنم عزیزم انشاالله مارتیا جون زود زود خوب خوب بشه زودی بیا،عکس سر حال مارتیا خوشگلم رو بذاااااااااااااار
نیلوفر
25 مهر 92 11:25
راستی یک ماهگی مارتیا جوووووووووووووووووووونم مبارک باشه
نیلوفر
25 مهر 92 11:28
راستی...
اجازه هست یه گاز کوشولو از لپ آقا پسری بگیرم؟؟؟؟
خیلی ناز خوابیده تو عکس دومیخوووووووووووووووووووردنی شده


شما صاحب اختیاری نیلوفررررر جون
مامان یگانه
25 مهر 92 12:09
ایشالله دیگه بد نبینی رستا جون.هرچه زودتر این گل پسر خوب بشه.ماشالله چه تپلی شده.براش اسفند دود کن
باران
25 مهر 92 12:18
سلام رستا جون الهی قربونش برم مارتیا عزیزم خیلی ناراحت شدم خدا را شکر که به خیر گذشت راستی منم رفتم سونو جوجوی منم طبیعی و نرماله ،خیلی خوشحالم خدا راشاکرم الان هفته 11 هستم خیلی دوسش دارم و منتظرشم
مامان آروین (مریم)
25 مهر 92 14:25
وای خیلی ناراحت شدم . ایشالاه هرچه زودتر خوب بشن و شما هم از نگرانی دربیایین . از طرف من ببوسش . نه نه نبوسش منم یه خرده سرما خوردم باشه برا بعدا که خوب شدم
majede
25 مهر 92 14:50
وای الهی من بمیرم رستا...الان بهترین هردوتاتون؟ وای عزیزم...الهی بمیرم ببین چقدر بیحاله الهی بمیرم که انقد سختی کشیدین رستای من... دعا میکنم زوووووووووووودد خوب بشی مارتیای نازم
مامی محمدمهدی
25 مهر 92 15:32
آخیییییییییی مامانی مراقب مارتیا خوشگله باش و اسفند براش دود کن
saba
25 مهر 92 16:06
eeeeey vaaaaaaay elahi man bemiram barat rasta joooonam fadat sham azizam.eeeeeeey khoda negash kon martiyamo azize delam nega cheghad bi hal shode elahi bemiraaaaamkheili narahat shodam ishala zoodtar kamele kamel khob mishe negaran nabash rastaye mehrabooonam mamane khishjeeeeeel.elahi man fadaye ghiyafat besham martiyaye maaaaaaaan.rasti martiya jooooonam montazere akhmat hastama biya ye akhm bokon zood baaaash nafasaaaam bayad zoooood khooob beshi dg hagh nadari mariz beshiyaaaaaaaa akhe dooooset daram eshghe maaaaaaaan.rasta jooooonam kheil moraghebe khodet baaaaaaash azizam.doooooset daraaaaaam
مامان خانومی
25 مهر 92 16:28
ای جونم خاله فدات شیرینی عسل خودتنی مرلیض شدی بوسسسسسسسسس زود خوب شو دیگه مامانت دوست داره
♥دختری با نگاهی متفاوت♥
25 مهر 92 19:26
سلــامــ رستــا جـونـمــ الهــی بمیـرمــ چـی شـدهـ الهـی قـربـونـش بشـمــ چقـدر بیحـالـه خیلـی ضعیفــ شـدهـ رستـا جـونـمــ
♥دختری با نگاهی متفاوت♥
25 مهر 92 19:28
ولـی خـدا رو شکـر کـه تـو پستــ بعـدی نوشتـی حـالش بهتـرهـ مـواظبــ خـودتـــ و مـارتیـا عسیسم باش دوستــون دارمـــ مــــــــــــــاچ
هستی
25 مهر 92 19:45
آخی عزیزم بمیرم.آره گلم این تازه اول سختیاته.بچه ها معمولا 1_2 سال اول زندگیشون خیلی مریض میشن من بیچاره هم به حدی با پسرم سختی کشیدم که بعضی وقتها آرزوی مرگ میکردم البته انشااله نه تو ونه هیچ کس دیگه چیزایی که من تجربه کردم رو تجربه نکنید واین اولین و آخرین مریضی گل پسرت باشه
majede
26 مهر 92 12:15
مارتیا در این لحظه 1ماه و 0روز و 0 ساعت سن دارد...
الهی من فدات بشم عسلممممممم....یک ماهگیت خیلی خیلی مبارک باشه گل من...ایشالله جشن تولد 100 سالگیت پسرماه...
رستای نازم ماهگرد مامان شدنت مبارک باشههههههههه....
ایشالله جشن 100 سالگیه مارتیا و باهم جشن بگبربن عزیزمممممممممممم...
رستایی سرمای مارتیا بهتر شده؟
خودت بهتری؟
ایشالله همیشه خوب باشین مهربونم...


بهتره ماجده جون نمیدونم چه جوری میتونم محبت هات رو جبران کنم
فرناز خاله اریسا خانوم
26 مهر 92 17:04
سلام عزیزم.اخی طفلی چقد بی حاله.رستا جون عکسای بیشتری از مارتیا جون بذار برامون.ولی ماشالا هزار ماشالا چه پسر نازیه گل پسرمون.ببببببببببببببببوس واسه مارتیا و مامان گلش
هستی
26 مهر 92 21:58
عزیزم مارتیا بهتر شد؟راستی آهنگ قبلی که تو وبت گذاشته بودی اسمش چی بود؟خیلی دوستش داشتم


یادم نیست کدومو میگی عزیز دلم
امیرحسین کوچولو نفس ما
27 مهر 92 1:33
سلام عزیزم ممنون که پیشمون اومدی.خیلی ناراحت شدم برای مارتیای عزیز.خدا رو شکر که بهتر شده.خیلی سخته مادر بودن.
مامان امیر مهدی(سوده)
27 مهر 92 16:53
الهییی بمیرم نفس خاله الان چطوره؟انیدوارم خوب بشی زودتر گلم.


بهتره عزیزم ممنون
نیلوفر
27 مهر 92 18:58
کجایی رستا جون؟ مارتیا خوشگل خوبه؟ خبری نیست ازت...بیااااااااااااااااااااااا
عشق یعنی
28 مهر 92 12:52
مارتیا جونم خوب شده کجایی پس ؟ نگرانشم حالش بهتره ؟ خودت خوب شدی؟
نیلوفر
28 مهر 92 21:09
رستا جون ماهگرد مارتیا جون رو نمی گیری؟؟؟ بابا کیک تولد خودت رو که ندادی بخوریم...حداقل بیا کیک یک ماهگی مارتیا رو بده بخوریم
نیلوفر
30 مهر 92 17:31
رستا جون دیگه نگران شدم کجایی تو دختر؟ مارتیا خوبه؟خودت خوبی؟کجااااااااااااااایی؟
fateme
30 مهر 92 22:00
الهي من واست بميرم نفسم.دردات بيادواسه من


خدا نکنه فاطمه جان